عبيد الله بن عبد الله ابن خرداذبه ( مترجم : سعيد خاكرند )

164

المسالك و الممالك ( فارسى )

بزرگ در ترك تا منتهى اليه چين در آن حركت كنند و اين رود از مشرق به جانب مغرب جارى است ، و رودهاى سرخس و سرچشمه‌هاى آن از چشمه‌ها و نيشابور و رى و مرز عراق تا منتهى اليه اولين منزلگاه ، از قادسيه تا رأس الباديه است و از مغرب به مشرق همچون رود حلوان و رود اردبيل و رود دبيل و رود نهروان و دجله و فرات و تمام رودهاى منشعب از آن جارى باشد ؛ و گفته مىشود كه جيحون از جايى كه به دو شعبه تقسيم مىشود ، سرچشمه آن از كوههاى چين و ما وراء چين است و بر روى تخته سنگهاى بزرگ و عظيم جارى است كه كشتيها نمىتوانند در آن حركت كنند و كسى كه به آن آشنا نباشد قادر به گذشتن از آن نيست ، و در فاصله سه روز راه از محل انشعاب كه يك شاخه آن در سند جارى و ديگرى جيحون است ، معبرى بر روى آن قرار دارد كه در سمت سرزمين تركان است و به آن شكينه گويند . آنان از شهر خطلان 706 ( ختلان ) تا ( رباطى ) به نام رباط فلان كه در فاصله يك فرسخى آن واقع است ، آماده مىشوند ، سپس به سوى كوهى كه بر كناره رود است روند كه گويا شخص نمىتواند بر آن كوه گام نهد ، مگر مردان قوى هيكلى كه به گذر از آن عادت دارند ؛ آنان به راحتى كوه را پيموده و هر يك به اندازه سى من بار با خود حمل مىكند تا آنكه به قله كوه رسند و اطمينان يابند . ميان آنها و اهل شكنان علائمى است كه از اين سو آنها را مىبينند ، چنانچه آن علائم و نشانها را ببينند ، مطمئن شوند كه بازرگانان به بالاى قله رسيده‌اند كه راهى به اندازه گام برداشتن يك مرد است . اگر بازرگانان قصد پياده شدن كنند ، آن مردان زورمند پيشاپيش ايشان به راه افتاده ، از قلهء كوه به سمت پائين رود راه مىافتند . اگر مردان زورمند ديدند كه بازرگانان داراى چهارپايان كارآزموده و قادر به عبور از رود هستند و براى مساعدت خويش ، نگاهبانانى همراه دارند ، با ايشان عهد و پيمان مىبندند كه بار و آذوقه آنها را حمل كرده و آنها را با بار كردن بر پشت شتران از رود بگذرانند . سپس هر كدام از تجار كه اين راه را طى كند ، به سوى چين و مولتان رود ؛ گفته مىشود